چه کسی....

چه کسی می داند ٫ شاید سار٫
از سر شاخه ی سرو ٫
پر نزند.
بنشیند بر او ٫
دیگر از شوق رهایی ٫
رفتن ٫
دم نزند.
چه کسی می داند ٫چلچله ها ٫
چه زمان بود ٫
که عاشق گشتند؟
بلبلان را کی بود ٫
دل ز گلها ٫ رستند ؟
چه کسی می داند ٫ یاس سپید ٫
چه زمان بود؟
که ؟٫ خونش را ریخت؟
رنگ سرخش ٫ همه جا را پر کرد ٫
دشتی از لاله ٫ به صحراها ریخت .
چه کسی می داند٫ باد خزان ٫
سبزی برگ درختان را٫
چه کرد؟
بید را لرزاند از بن ٫ باد سرد ٫
گیسوانش را ٫ شکست و
ناله کرد .
چه کسی می داند ٫ چشمه ی آب ٫
به کجا رفت و
سرآغازی شد ؟
پاکی آب زلالش روزی ٫
راهب عشق چه دلهایی شد ؟
چه کسی می داند ٫ سوسن عشق
برگهایش همه از ٫
جنس خداست؟
یا که پروانه٫ ز شوق شمعی ٫
بر لبش هرچه رود ٫ خدا خداست ؟


نظرات 3 + ارسال نظر
mehman nakhandeh یکشنبه 18 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 01:29 ق.ظ http://kiam-man.blogsky.com

cheshme man , dele tu ra mikhanad! :)

مرتیکه یکشنبه 18 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 03:40 ب.ظ http://martike.blogsky.com

اووووه

فروزان وباران یکشنبه 18 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 05:21 ب.ظ http://forouzan.persianblog.com/

شاید کسی می داند اما خود را نشان نمی دهد !
شاید می ترسد آگاهی خود را نمایان کند!
شاید هم کسی نمی داند !
شاید هم هیچ وقت کسی نداند...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد